امشب بالأخره بعد از چند ماه، با کلی اصرار، دعوت رفقای دهه‌ هشتادی رو لبیک گفتم و باهاشون رفتم بیرون. هوا سرد بود و ابری، هرچه تلاش کردیم اسنپ بگیریم، نشد، تصمیم گرفتیم کل مسیر رو پیاده برگردیم تا خاطره بشه، حدود پونزده کیلومتر پیاده‌روی کردیم، پاهام تاول زده و حسابی درد می‌کنه، ولی به هر حال بد نگذشت و خاطره شد، هرچند اون‌ها توی یه عالم دیگه سیر می‌کنند و من توی یه جهان دیگه و همین داشتن درک متقابل و گفت‌وگو رو دشوار می‌کنه.

پ.ن: پرهیز اول ۲۸ روز، پرهیز دوم ۶ روز